سلام
خیلی دوست داشتم در رابطه با سخنان تاریخی مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) در نماز جمعه مورخ 29 خرداد 1388 تهران، مطلبی بنویسم، اما هرچه مینوشتم و ویرایش میکردم و... دیدم که زبانم قاصر است، از آنچه که باید بگوید، در حق آن بیانات.
امروز شعری خواندم و آن را زبان حالی یافتم، برای بیقراری دل خویش و این شد که به رسم امانت به عاریهاش گرفتم، تا بلکه مرهمی باشد برای دلم و دل آنان که با ولایت زندهاند و ایستاده و گوش به فرمان مولای خویش.
آنانی که اگر امروز، در برابر زخمزبانها و تهمتها و ناسزاها سکوت کردهاند و لب میگزند و دندان میسایند، به امر ولی زمان خویش گوش سپردهاند که اگر نبود امر مولا...
بگذریم.
این شعر، از سرودههای حجت الاسلام جواد محمدزمانی، یکی از خطیبان و شاعران اهل قم میباشد که با اجازه از ایشان و بدون هیچ کم و کاستی نقل میشود:
دیشب این طبع، بیقرار شما / خواست عرض ارادتی بكند
دست كم از دل شكستهتان / واژههایم عیادتی بكند
***
چشم بد دور، عمرتان بسیار / كس نبیند ملالتان آقا!
ما نمردیم خون دل بخوری / تخت باشد خیالتان آقا!
***
چیست روباه در مصاف شیر؟! / چه نیازی به امر یا گفته؟!
تو فقط ابرویی به هم آور / میشود خواب دشمن آشفته
***
هست خاموشیات پر از فریاد / در تو آرامشی است طوفانی
«الذی انزل السكینه» تو را / كرده سرشار از فراوانی
***
واژهها از لبت تراویدند / پرصلابت، پرعاطفه ، پرشور
آفریدند در دل مردم / عزت، آمادگی ،حماسه ،حضور
