تبليغاتX
بچه های قلم

بچه های قلم

فرهنگی حوزه کمیل

سلام

آبروی همه مسلمانان؛ اشک ما را چرا درآوردی؟!

خیلی دوست داشتم در رابطه با سخنان تاریخی مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) در نماز جمعه مورخ 29 خرداد 1388 تهران، مطلبی بنویسم، اما هرچه می‌نوشتم و ویرایش می‌کردم و... دیدم که زبانم قاصر است، از آن‌چه که باید بگوید، در حق آن بیانات.

امروز شعری خواندم و آن را زبان حالی یافتم، برای بی‌قراری دل خویش و این شد که به رسم امانت به عاریه‌اش گرفتم، تا بلکه مرهمی باشد برای دلم و دل آنان که با ولایت زنده‌اند و ایستاده و گوش به فرمان مولای خویش.

آنانی که اگر امروز، در برابر زخم‌زبان‌ها و تهمت‌ها و ناسزاها سکوت کرده‌اند و لب می‌گزند و دندان می‌سایند، به امر ولی زمان خویش گوش سپرده‌اند که اگر نبود امر مولا...
بگذریم.

این شعر، از سروده‌های حجت الاسلام جواد محمدزمانی، یکی از خطیبان و شاعران اهل قم می‌باشد که با اجازه از ایشان و بدون هیچ کم و کاستی نقل می‌شود:

دیشب این طبع، بی‌قرار شما / خواست عرض ارادتی بكند
دست كم از دل شكسته‌تان / واژه‌هایم عیادتی بكند

***

چشم بد دور، عمرتان بسیار / كس نبیند ملالتان آقا!
ما نمردیم خون دل بخوری / تخت باشد خیالتان آقا!

***

چیست روباه در مصاف شیر؟! / چه نیازی به امر یا گفته؟!
تو فقط ابرویی به هم آور / می‌شود خواب دشمن آشفته

***

هست خاموشی‌ات پر از فریاد / در تو آرامشی است طوفانی
«الذی انزل السكینه» تو را / كرده سرشار از فراوانی

***

واژه‌ها از لبت تراویدند / پرصلابت، پرعاطفه ، پرشور
آفریدند در دل مردم / عزت، آمادگی ،حماسه ،حضور

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 21:55  توسط یاسر گودرزی  |